سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

198

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

غيره من الشرائط ) كاختلاف كلامهم في الشهادة ، أو أدائهم الشهادة مختلفي المجلس ، أو عداوة أحدهم لها ، أو فسقه ، أو غير ذلك ( فإنها ) حينئذ ( لا تحد ) ، لعدم اجتماع شرائط ثبوت الزنا . شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : 9 - بخلاف صورتى كه اوّل زوج همسرش را به زنا نسبت دهد و سپس در ضمن شهود زنا با شهادتش بخواهد آن را اثبات نمايد يا غير آن از شرائط ديگر مختل باشد كه در اين قبيل موارد زنا ثابت نشده و زن را حدّ نمىزنند . شارح ( ره ) در ذيل [ بخلاف ما اذا سبق الخ ] مىفرماين : دليل اين حكم آنست كه شهادت زوج بخاطر قذفى كه نسبت به همسرش كرده مردود است چه آنكه يكى از شرائط قبول شهادت شاهد آنست كه وى قاذف نباشد . و در دنبال [ او اختلّ غيره من الشّرائط ] مىفرماين : همچون اختلاف كلام شهود در شهادت يا آن‌كه شهادت را در مجالس متعدّد و مختلف اداء نمايند يا يكى از آنها سابقه عداوت با زن را داشته باشد يا معلوم شد كه برخى از شهود فاسق هستند و يا غير اين امور از اسباب اختلاف به شهادت كه در تمام اين صورى كه ذكر شد زنا غير ثابت بوده در نتيجه زن را حدّ نمىزنند چون شرائط ثبوت زنا فراهم نيست . قوله : فانّ شهادته تردّ لذلك : ضمير در [ شهادته ] به زوج راجع بوده و مشاراليه [ ذلك ] قذف مىباشد . قوله : و هو من جملةة اختلال الشّرائط : ضمير [ هو ] به قذف